حسين قرچانلو
19
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
فاصلهء آن را تا حلب دو روز راه نوشته است . « 1 » ناصر خسرو در سفر خود به بيت المقدس از شهر منبج عبور كرده و در وصف آن مىنويسد : از فرات بگذشتيم و به منبج رسيديم . آن نخستين شهر از شهرهاى شام است . هواى آنجا عظيم خوش بود ؛ هيچ عمارتى از آن ( منبج ) بيرون از شهر نبود . « 2 » جهانگرد معروف اندلسى ، ابن جبير ، كه در نيمهء دوم قرن ششم هجرى به شام آمده و منبج را ديده دربارهء آن مىنويسد : شهرى است كه اطرافش گشاده است ، هوايى سالم و صاف دارد و بارويى كهن شهر را دربرگرفته ؛ شرق و غرب شهر را بوستانهايى پوشانده است كه درختان انبوه و ميوههاى فراوان دارد ؛ آب مشروب شهر از چاههايى است كه آب زلال و بسيار گوارا دارد ؛ در هر خانهاى يكى دو چاه وجود دارد ؛ زمين اطراف شهر پربركت است ؛ شهر بازارها و خيابانهاى گشاده دارد و دكانهاى آن از بزرگى و فراخى به كاروانسراها و انبارها مىماند و روى بازارش سقف زدهاند و بيشتر بازارهاى آن مسقف است . اين شهر كه حوادث زمان بخشهايى از آن را ويران كرده ، در روزگار قديم از شهرهاى باستانى روم بوده و آثارى از بناهاى رومى در آن باقى است . منبج دژى دارد كه در سمت جنوب شرقى شهر و جدا از آن قرار گرفته است . « 3 » به نوشتهء ياقوت ، هارون الرشيد نخستين كسى است كه عواصم را جدا كرد و مركز آن را منبج قرار داد و عبد الملك بن صالح بن على بن عبد الله را در آنجا گماشت . ياقوت اوصافى را كه جغرافيادانان قبل از او دربارهء منبج گفتهاند ، تأييد مىكند . « 4 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : منبج يكى از بلاد شام است و يكى از اكاسره كه بر شام غلبه كرد آن را ساخت و منبه ناميد و در آنجا آتشكدهاى ساخت و مردى را به نام ابن دينار از فرزندان اردشير بن بابك بر آن گماشت . . . پس منبج معرب منبه است . برخى گويند ، منبه نام آتشكده است كه بر شهر اطلاق شده . وى اضافه مىكند ، منبج قناتها و باغهاى بسيار دارد ، بيشتر درختانش به لحاظ تربيت كرم ابريشم توت است . . . بيشتر بارو و شهرش ( اكنون ) ويران است . « 5 »
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 217 و 270 . ( 2 ) . ناصر خسرو ؛ سفرنامه ، ص 14 . ( 3 ) . سفرنامهء ابن جبير ؛ ص 305 . ( 4 ) . معجم البلدان ؛ ج 5 ، ص 205 . ( 5 ) . تقويم البلدان ؛ ص 201 .